چند خط در باب نمایش دژاوو به نویسندگی وکارگردانی کورش سلمانی
کوروش سلمانی عموما تمایل دارد به کلمات بار معنایی بدهد و معنای کلمات را به شکل پیچیده ای به تصویر بکشد و به آن اثر جان ببخشد. پیشتر نمایشنامه دگماتیسم را هم از این نویسنده خوانده بودم و این بار با دژاوو این احتمال پررنگ تر شد.در دژاوو مرد میانسال احمد دیدار مدام از خویشتن حرف میزند،اما خویشتن به زبان آمده با جسم روی صحنه در تضاد بود.وضعیت گروتسکی پدید می آید و احمد دیداری در میان رفتن چیزی را میطلبد که برای مخاطب معنا ندارد،اما پدیده شکل گرفته روی صحنه واجد معناست،هرج و مرج ذهن احمد دیدار خود معناست.نویسنده دژاوو بر آمده از یک نظام سیستماتیک نیست که اگر بود خودش متنی را خلق نمیکرد که هم بنویسد،هم کارگردانی کند و هم بازی کند،اگر چه همه چیز در خلق اثر هنری به او بسته است و نه دیگری…احمد فقط از خودش حرف میزند و از دنیای بیرون ایزوله میشود،اگر زمان از خود بیگانگی شخصیت احمد دیداری انسان مدرن بود شاید از دیگر بیگانگی شخصیت احمد، جهان پسامدرن باشد.نمایش یک ریز بیان منویات شخصی است و نمیتوان از حال و هوای جهان بیرون در اثر چیزی یافت،اما همین بریدگی هایی که باعث تغییر شخصیت احمد دیداری میشود دلالت بر حال و هوای بیرون دارد.در بحث صداهای اضافه شخصیت زن (شیما اکبری)در صحنه اول ،آوا ها در کل امتزاج چند دیالوگ بی معناست.گویی نویسنده و کارگردان در یک بزنگاه اجرا قصد تخلیه ذهن خود را داشتند،نتیجه کار هم مشخص است…حرفهایی که تمامی ندارد و برای مخاطب چیزی را متبادر نمیکند،فقط باید این پدیده را ببینی و با آن همذات پنداری کنی اما بازی کاملا مسلط و بدون حرکات اگزجره و اضافه شیما اکبری کام مخاطب را شیرین کرد. آدم های نمایش هر یک در دنیای ناممکن به سر میبرند و البته این ناممکن در اجرا هم محتمل نمیشود تنها مخاطب مدام با اثر بیگانه و بیگانه تر میشود. به عنوان یک فرد که با لهجه و گویش لری و عرب اهواز آشنایی کامل دارم باید بنویسم که در این اثر جفای مطلق در حق گویش و لهجه ها شد چرا که برای در آوردن حس زجر و غم و غصه یک زن که ۱۷ سال بر گور خالی اشک ریخته بود هیچ چیز کافی نبود و تلاش برای سوار شدن بر موج ادای درست کلمات تمرکز بازیگری را از سمیه زارعی گرفته بود.این پدیده ها فاقد منطق اند اما محصول منطق امروزی اند. در دژاوو بازیگران روی صحنه تلاش میکردند در بازنمایی آنچه در ذهن داشتند،بدن و بیان را به کار بگیرند تا شاید وضعیت صد در صدی دست یابند،نتیجه اما چیز دیگری بود.وضعیت آنگونه که تصور میشد رخ نمیداد.مجموعه رفتار ها و باز نمایی ها گنگ به نظر میرسید و آنچه روی صحنه روایت میکنند غیر قابل درک بود.(البته صدای نواختن بی وقفه موسیقی زنده که باعث نشنیده شدن دیالوگها و سر سام گرفتن مخاطب هم میشد، بی تاثیر نبود). در مورد طراحی صحنه و طراحی لباس همچنان معتقد هستم اگر نور قرمز و آبی و پارچه سفید و چادر عربی را از برخی تئاتریها بگیرند چیزی برای ارائه به مخاطب باقی نمیماند (اگر در زمان و مکان درست استفاده نشود) اما به هر حال اثر هنری هنرمندان این شهر قائم به ذات و دانش نیست ، وابسته شرایط و امکانات است و به عنوان یک تئاتری از درک این مطلب عاجز نیستم.با آرزوی موفقیت گروه نمایش دژاوو در جشنواره ملی فتح خرمشهر
هانیه بانو حسن پور
تازه های خبری...
آغاز ثبتنام دورههای بازیگری در بندرعباس
رویای صحنه را به واقعیت تبدیل کنید؛ آغاز ثبتنام کارگاههای بازیگری انجمن هنرهای نمایشی
تجلیل استاندار هرمزگان از ایثارگران هلالاحمر؛ امدادگران روایتگران انسانیت در روزهای بحران هستند
بهینهسازی و افتتاح زمین ورزشی گمبرون در بندرعباس
زمین ورزشی محله پشتبند بندرعباس با اعتبار ۴۲۰۰ میلیاردتومان با حضور شهردار افتتاح شد


