یاداشت حسین کریمی، مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی هرمزگان
باقر رمضانزاده رفت…
و با رفتنش، بخشی از حافظهی زندهی تئاتر هرمزگان خاموش شد.
اما مگر میشود نوری را که سالها در دل هنرمندان این دیار افروخته، خاموش دانست؟
او از آندسته آدمهایی بود که حضورشان بیصدا بود، اما اثرشان بلندتر از هر فریادی.
در هر اجرا، در هر تمرین، در هر گفتوگوی سادهی هنری، باقر چیزی از جانش میریخت؛ بیمنت، بیادعا، بیتظاهر.
میناب، سالها شاهد قدمهای آرام و دلگرمکنندهاش بود.
فرهنگسرای شهید بهشتی، نه فقط محل کارش، که پناهگاه اندیشههایش بود.
او تئاتر را زندگی میکرد، نه حرفه. و همین بود که نسلها از او آموختند، نه فقط بازیگری، بلکه انسان بودن را
امروز، ما ماندهایم با جای خالیاش.
با خاطراتی که در هر گوشهی صحنه زمزمه میکنند:
«باقر هنوز اینجاست… در نگاه ما، در نفسهای ما، در هر پردهای که بالا میرود.»
از طرف خودم و همهی همراهان انجمن هنرهای نمایشی هرمزگان، این ضایعهی بزرگ را به خانوادهی محترم ایشان، جامعهی هنری استان و همهی دلسپردگان فرهنگ و هنر تسلیت میگویم.
یادش زنده، راهش ادامهدار، و نامش در دل ما جاودانه خواهد ماند.


